70.ما برگشتیم!
پریروز با خاله زری اینا رفتیم سمت محمودآباد ... باز هم کلی تو ترافیک بودیم تا رسیدیم ... دیروز رفتیم همه ی ایران کتان و هرچی فروشگاه بود! رو گشتیم و دریا هم رفتیم یه سر و برگشتیم ... عصری هم راه افتادیم سمت تهران! به همین سادگی! هوا خوب نبود ... همه ش ابر بود و فقط لحظاتی چند! آفتاب رویت میشد ... باد هم میومد ...
از پریروز که میشد 4 فروردین 4 دست و پا رفتن رو شروع کردی دخترکم:* اولین بار هم دنبال شست پای عمو مرتضی رفتی !!! تو چرا انقدر به پا علاقمندی مادر؟؟؟ آخه چه جذابیتی داره؟؟؟ کل اتاق رو دنبال پای عمو چهار دست و پا رفتی!
از همون پریروز تف کردن رو یاد گرفتی:دی بقول منیژه تو ماشین بیکار بودی کار جدید یاد گرفتی:)) تا پستونک میذاریم دهنت که بخوابی یه کم میجویش که قشنگ تف تو دهنت جمع شه:دی بعد شروع میکنی به تف کردن و هراز چندی تفت رو میکشیدی بالا که حروم هم نشه خخخخخخخ
خلاصه که اینم از ماجرای شمال رفتن ما! و پیشرفتهای شما!


70.ما برگشتیم!
